تبليغاتX
شاید این جمعه بیایید شاید
وبلاگی در مورد گل نرگس ، قائم منتظر حضرت مهدی(عج) امیدوارم خوشتون بیاد. صفحه نخست ایمیل مدیر
شاید این جمعه بیایید شاید

 

پيدا تري ز خورشيد اي ماه بي نشانم             تا از تو مي گويم گل مي كند دهانم

معناي آفرينش فهم شكفتن توست                    اردي بهشت محزون.حواي مهربانم

فواره سكوتي اي آه سرمه اي رنگ               هر بار با نگاهي آتش بزن به جانم

با ابر ها بگوييد دست مرا بگيرند               از دودمان آبم، ماندن نمي توانم

بيرون شو اي همايون از پشت پرده غيبت           تا در سه گاه مستي شوريده تر بخوانم

سلام دوستان عزيز خيلي متاسفم كه خيلي دير دير براتون مطلب مي زارم من شرمنده ام.

اميد وارم مطالب اين هفته هم مورد توجه شما عزيزان قرار بگيره.

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/29
لينك مطلب

 

همين است ابتداي سبز اوقاتي كه مي گويند        و سرشار از گل است آن ارتفاعاتي كه مي گويند

اشارات زلالي از طلوع تازه نرگس                        پياپي مي وزد از سمت ميقاتي كه مي گويند

زمين در جستجو هر چند بي تابانه مي چرخند      ولي پيداست ديگر آن علاماتي كه مي گويند

جهان اين بار ديگر ايستاده با تمام خويش             كنار خيمه سبز ملاقاتي كه مي گويند

كنار جمعه موعود گل هاي ظهور او                      يكايك مي دمد طبق رواياتي كه مي گويند

كنون از انتهاي دشت هاي شرق مي آيد             صداي آخرين بند مناجاتي كه مي گويند

و خاك، اين خاك شاعر آسماني مي شود كم كم در استقبال آن عاشق ترين ذاتي كه مي گويند

و فردا بي گمان اين سمت عالم روي خواهد داد    سرانجام عجيب اتفاقاتي كه مي گويند

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/29
لينك مطلب

 

...آن روز ، روز ظهور اسلام، روز گسترش عدل و داد،روز احياي زمين و زمينيان از مرگ تباهي است.

مردم، مهدي (ع) را با نشانه هاي آرامش و وقار مي شناسند، وبه حلال شناسي و حرام شناسي اش، و به نياز مردم او، وبي نيازي او از مردم. زيبا چهراه است و نوراني،جذاب و جوان!وقتي قائم آل محمد قيام كند، منادي از آسمان، ظهور دولت يار را نويد مي دهد و زوال سلطه جابران را. از مكه ظهور مي كند، پشت به خانه كعبه داده، جهانيان را به حق فرا مي خواند. نيكان و شايستگان،ندايش را پاسخ مي دهند و يارانش،از شهر ها و مناطق گوناگون، پيرامونش جمع مي شوند، اصحابي زاهدان شب اند و شيران روز.

دلهايي استوار و فولادين دارندو با آن امام، بين ركن و مقام بيعت مي كنند.هركه اطاعت و پيروي او كند، نجات يافته، رستگار مي شود،و هركه تخلف كند نابود مي گردد. پرچمداران و لوابردوشان آن حضرت، صبح ظهور، در مكه، حضورش شرفياب مي شوند.گويي كه بر باد و ابر سوارشده ، خود را به امام رسانده اند. كارگزاران دولت وي . بر كافران سختگير شديدند و در راه خدا، با دشمنان تا آنجا مبارزه مي كنند كه پروردگار خوشنود گردد. ياران وي، اگر در زمين هم گمنام باشند، در آسمان شناخته شده اند. توانمنداني پاك و پارسا و مهذب و شيردلند و استوار،نستوه تر از چكاد ها! اگر بخواهند، كوه ها را از جاي بر كنند، مي توانند!..

آنان،خدا را به شايسته ترين وجه،موحدانه عبادت مي كنند.شبهايشان با چشماني اشكبار است و دلهايشان،بر اساس محبت و نصيحت، متحد. سيصد و سيزده نفر اصحاب وي همراه اويند كه بر گفتن و اجراي حق و حاكميت اسلام بر مي خيزند، در ركاب مهدي(ع). وقتي امام مي آيد، بيماران خوب مي شوند، ضعيفان قدرت مي يابند، دل ها استوار مي گردد، هر كس خود را به توان سيصد نفر مي بيند.

آن روز ستمديدگان جهان نفس راحت مي كشند، شمشير ايمان را بر گردن كفر مي بينند و مي بينند كه عزت و سربلندي از آن خدا و مومنان است. آن روز، روز خلاص و نجات است. روز فتح بزرگ و پيروزي نهايي است. روز حكومت صالحان و امامت مستضعفان است. روز استخراج گنج هاست... روز فتح شهر هاي شرك، و سقوط پايگاهاي كفرّ

و مهدي مي آيد.

رايت اسلام در دست ، زبور داوود در بر،مشعل و هدايت در پيش، تابوت سكينه همراه،عصاي موسي در كف.پرچم پيامبر را مي گشايد، سپاه رعب از هر طرف به ياري او وارد عمل مي شود...

آن چهره هاي نوراني كه با او بيعت مي كنند، بيعت و پيمانشانبر اين اساس است كه:

دوستان عزيز براي دانستن پيمان آنها بايد تا هفته بعد صبر كنيد

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/28
لينك مطلب

 

يكي از علما تعريف مي كرد : جواني با موهاي بلند و لباسي مخصوص، كنار من در اتوبوس نشسته بود و با هم به مسافرت مي رفتيم. من كه گمان مي كردم اين جوان علاقه اي به مذهب و روحانيت ندارد، با او صحبت نمي كردم، تا اينكه صداي اذان راديوي ماشين بلند شد. جوان به راننده گفت: نگه دار كه مي خواهم نماز بخوانم.

راننده با بي اعتنايي به راه خود ادامه داد، ولي جوان با اصرار از او خواست كه نگه دارد.سرانجام راننده ماشين را نگه داشت و آن جوان، كنار جاده نمازش را در اول وقت خواند. دوباره بالا آمد و به جاي خود نشست.

خيلي تعجب كردم. از او پرسيدم كه چرا صبر نكردي به جاي مناسبي برسيم و نماز بخوانيم؟ جوان گفت:

من به امام زمان(عج) قول داده ام كه نمازم را در اول وقت بخوانم. پرسيدم:چه قولي به امام زمان (عج) داده اي؟ جوان گفت: من در يكي از كشور هاي اروپايي درس مي خواندم. محل سكونتم تا شهري كه در آن دانشگاه بود، فاصله زيادي داشت و من با ماشين به آن شهر مي رفتم. آخرين روزي كه بايد براي امتحان مي رفتم و نتيجه ي سال ها دوري از كشور و رنج در غربت را بگيرم، بين راه ماشين خراب شد. راننده هر كاري كرد، نتوانست آن را روشن كند و به مسافران گفت: هر كدام كه نمي توانيدمنتظر بمانيد، برويد، چون ماشين به اين زودي درست نمي شود.

ناراحت شدم، چون وقتم بسيار كم بود و بايد به امتحان مي رسيدم.ناگهان ياد مادربزرگم افتادم كه هر گاه با مشكلي رو به رو مي شد، از امام زمان (عج) كمك مي گرفت. با خودم گفتم: اي امام زمان!اگر امروز به امتحان رسيدم، قول مي دهم كه تا آخر عمر نمازم را در اول وقت بخوانم. پس از چند دقيقه، شخصي از دور پيدا شد و به راننده گفت: چه شده است؟ راننده گفت: ماشين روشن نمي شود. آن شخص داخل ماشين رفت و ماشين را روشن كردو گفت : زود اين مسافران را به مقصد برسان.

همه خوشحال شدند. وقتي كه مي خواست پياده شود، رو به من كرد و مرا به اسم صدا كرد و فرمود:

قولي كه به ما دادي يادت نرود. نماز اول وقت.

بعد پياده شد و من ديگر او را نديدم.

 

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/28
لينك مطلب

 

mahdi1

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/11
لينك مطلب

 

امام باقر (ع) فرمود:

((چون قائم خاندان پيامبر (صلوات الله عليهم) به پاخيزد در ميان مردم به طور يكسان تقسيم و عادلانه رفتار كند،آنكه فرمانبري اونمايد،به راستي كه فرمانبري خدا كرده است،و آنكه نافرماني او كند ،به راستي كه خدا را نافرماني كرده است. جز اين نيست كه او از اين رو مهدي نام يافته است كه به امري پنهان(حقايق و معارف والاي الهي)راه مي يابد.))

از كلام نوراني شكافنده علوم پيامبران امام باقر(ع) درس هاي گرانمايه در معرفت امام عصر عجل الله تعالي فرجه فرا مي گيريم.كه فقط به نكته اي از آن اشاره مي شود:

((عدالت)) با ظهور حضرت مهدي (ع) معنا مي يابد. كنه معناي اين سخن را كسي در مي يابد كه ظلم هاي به نام عدالت را باز شناسد.

از اين رو عدالت بي همتاي زمان ظهور ،چنان بهشتي در زمين پديد مي آوردكه هيچ چشمي نديده ، هيچ گوشي نشنيده،وبه قلب هيچ بشري نرسيده است.

چنان عدالتي كه در پهنه جهان حاكم مي شود كه:

ارواح مردگان مومن،در قبور خود،با هم ديدار كنند و همديگر را به ظهور حضرتش بشارت دهند.

مومناني كه از زندان دنياي پيش از ظهور  رهيده اند،آرزوي بازگشت به دنيا كنند،تا آن بهشت زميني را به چشم خود ببينند.

براي رسيدن به اين عصر طلايي، هر چه تلاش كنيم، حق آن دوران بي مانند و شكوهمند را ادا نكرده ايم.با اين همه،در حد وسع و توان خود وظيفه داريم تا در نخستين گام،خود و مردم را با آن حجت خدا آشنا كنيم  و روح انتظار را در جان خود و جان هاي ديگران بدميم و توفيق از خداست.

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/07
لينك مطلب

 

در اصفهان مردي به نام جعفر نعل بند بود كه مي گفت:

من ۲۵ سفر به كربلا رفته ام. در سفر ۲۵ يكي از اهالي يزد همسفر من بود.در يكي از منازل بين راه مريض شد و كم كم به حال مردن رسيد.در حال مرگ از من درخواست كرد كه جنازه او را به كربلا ببرم. من دوست داشتم كه روز عرفه مانند هر سال در كربلا باشم و اگر مي خواستم جنازه او را به كربلا  برسانم،به روز عرفه،نمي رسيدم.

تصميم گرفتم كه بمانم و به وصيت او عمل كنم و جنازه او را به كربلا برسانم. قافله حركت كرد. تنها ماندم. پس از يك ساعت آن مرد از دنيا رفت. جنازه او را بر روي الاغ گذاشتم‏،ولي مرتب جنازه روي زمين مي افتاد. من نگران شدم كه با اين جنازه و خطر هاي بيابان چه كنم؟! ديدم كه چهار نفر سواره از دور پيدا شدند.يكي از آنان كه شخصيت بيشتري داشت،به من گفت:جعفر،با زائر ما چه مي كني؟

عرض كردم:درمانده شده ام نمي دانم چه كنم؟

سه نفر پياده شدند. يكي از آنان نيزه اي در دست داشت. نيزه را بر زمين زد. چشمه آبي ظاهر شد. آن ميت را غسل دادند.نفر چهارم جلو ايستاد و با بقيه،نماز ميت خواند. سپس ميت را بر روي الاغ بستند و ناپديد شدند.

من حركت كردم. با آنكه معمولي راه مي رفتم،به همان قافله اي رسيدم كه خيلي زودتر از من حركت كرده بود. از آنان گذشتم و خيلي زود به كربلا رسيدم و او را در قبرستان وادي دفن كردم. پس از ۲۰ روز

دوستان من كه در قافله بودند،به كربلا رسيدند و من داستان خود را براي آنان تعريف كردم،ولي عده اي از آنان حرف هاي مرا باور نمي كردند،بنابراين تصميم گرفتم كه اين داستان را براي كسي تعريف نكنم.

يك شب صداي در بلند شد. وقتي كه در را باز كردم،شخصي را ديدم كه به من گفت: اي جعفر! حضرت مهدي(عج) تو را مي خواهند.

لباس پوشيدم و به همراه آن مرد تا مسجد جامع اصفهان رفتم. ديدم كه امام (عج) بر منبر بسيار بلندي نشسته و جمعيت زيادي نيز در خدمت آن حضرت بودند.

حضرت به من فرمود:جعفر،بيا.من جلو رفتم. حضرت فرمود:چراآنچه كه در راه كربلا ديده اي براي مردم تعريف نمي كني؟

گفتم: مردم پشت سر من بد گويي مي كنند.

فرمود:كاري به حرف مردم نداشته باش. آن را براي مردم تعريف كن تا بدانند كه ما چه نظر لطفي به زائران امام حسين(ع) داريم.

منبع:بركات حضرت ولي عصر(عج)

 

معلوم شد كه خدمت به زائر و روا كردن حاجت مومن چه اندازه موجب ترقي انسان مي شود.عده اي هستند كه فقط عبادت مي كنندو از خدمت به خلق خدا غافل اند. ده ها بار زيارت مشهد و كربلا و سوريه مي روند،ولي حاضر نيستند يك بار رفع گرفتاري از كسي بكنند. به كسي قرض بدهنديا دست كسي را بگيرند و از پريشاني نجات بدهند . امام زمان(عج) به كسي توجه دارند كه دستگيري از مردم بكند و به درد دل آنان برسد.

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/07
لينك مطلب

 

سحر مي آيد و با خود مي آرد كوكب ما را                    و بر مي دارد از ريشه ستونهاي شب ما را

به چشم انداز اين معبد‏‏‏،خدا يك روز مي آيد                   و روحي تازه خواهد داد((يا رب،يا رب)) ما را

كسي مي آيد از صبح و يقين دارم كه مي سوزد             به برق يك نگاه خود هزار و يك شب ما را

كسي از نسل عياران،به نام نامي انسان                      به لحن نور مي خواند كتاب مذهب ما را

هزاران خوان ديگر هم اگر مانده ست،باكي نيست        كه سحر عشق مي راند سوار و مركب ما را

خداوندا!عنايت كن كليد آسمانها را                           كه بيش از اين نمي آردزمين تاب و تب ما را

 

 

نوشته شده توسط عرفان در 87/11/07
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • من مدير اين وبلاگ از اينكه به وبلاگ من آمديد از شما كمال تشكر را دارم و بسيار ممنونم اميدوارم از وبلاگ من نهايت استفاده را ببريدو با نظر هاي سازنده خود به من كمك كنيد.


  • نقل قول از TAKP30
  • پیوندها
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما

  • منبع کد اهنگ مینوس

    بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس

  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by 45hf.blogfa.com